آمار

۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

معماري فرانك گهری
موزه گوگنهايم در بیلبائو اسپانیااز جمله طرح های گهری است که
به صورت فرم یک برگهای یک گل شکفته شده است


فرانک گهری
بیوگرافی :
فرانک او گهری ، معمار مشهور یهودی کانادایی – آمریکایی در سال 1929 متولد شد . در کارهای او می توان تأثیرات کارهای لوکوربوزیه را مشاهده کرد . استفاده از فرمهای با هندسه ساده .
دیکانستراکشن : info
اصطلاح ساختار شکنی از نظریات زبانی ، فلسفی با حوزه فلسفه ی پسا ساختارگرایی و پسا مدرنیته در ارتباط است .
این اصطلاح به طور معادل به کلمات شالوده شکنی و واسازی هم ترجمه می شود . مطالعه کننده فارسی زبان باید بداند که اصطلاح ساختارشکنی با اصطلاحات ساختارگرایی مانند structuralism یا post structuralism به کار رفته اند ، متفاوت است و با وجود ریشه های نزدیک ساختارشکنی هرگز به معنای ساختارگرایی نیست .
در این سبک از معماری معمار به شی تقریبا فاقد حجم مشخص طرحی معماری میدهد در gehry residence به او فرصت داده شد تا از تجرباتش در مورد فلز و به کار گیری آن در محیط استفاده کند . او یک ساختار پیچیده از لایه های فلز موجدار و توری فلزی را ایجاد کرد . ساختار چوبی ، فرم بیرون زده در واقع حس سیال بودن و حرکت را از ساختمان می گیرد .
(Refer. Construction Such As Manifest )
فولدینگ info :
گهری از پیشگامان معماری فولد است . ما به ازای علمی زبان فولد نظریات بحران و تداوم است . بحران یا فروپاشی در تبدیل سریع از حالتی به حالت دیگر مانند آب به یخ و بالعکس تجلی می یابد . بحران یا به دو پاره شدن می انجامد یا به پیچیده شدن ، در هم فرو رفتن ، در هم تنیدن که مضمون معماری فولد است . در این معماری گویی همه چیز در حال فرو ریختن و کج شدن است . (Refer. Collapsed Forms)
اگرچه مکتب دیکانستراکشن و فولدینگ در واقع یک پروسه کامپیوتری با یک روند تکنولوژی است که تحت تأثیر برنامه ی مورفینگ که در ارتش آمریکا اجرا می شد ، بود و این برنامه تحول عظیمی بود که فولدینگ از بطنش شکل گرفت . اصطلاح مورفینگ یک تحول فرم به فرم یا یک انتقال تدریجی است که ابزار این داستان هندسه ی توپولوژی و هندسه ی برگرفته از اندیشه های نااقلیدسی است .مورفینگ در طبیعت نیز وجود دارد مانند کرمی که پروانه می شود . مورفینگ شبیه سازی است نه کپی برداری . مانند کلیسای ایاصوفیه که تبدیل به مسجد شده است .
اصول کار گهری معمولاً مربع های در هم تنیده شده و دفرمه و کج و کوژ هستند . از همین رو بعضی ها به آن معماری جانورگونه و کرم گونه نامیدند . معماری گهری شخصی و غیر تقلیدی است .

شکلها و مصالح :
مصالحی که غالباً در کارهای وی مشاهده می شوند صفحات فلزی به خصوص تیتانیوم ، پلاستیک های رنگ شده
(Refer. Metal Renovate ) ، فرمهای تیز گوشه ، صفحات متداخل ، بناهای تندیس وار ، فرمهای منحنی ، پلکانهای خارجی ، مصالح نمای فلزی ، پنجره های بی قاعده و مرکز گریز از نشانه های کار وی است .
کارهای وی مورد نقد بسیار قرار گرفت . عده ای کارهای وی را به این اصطلاحات می خواندند : دیوانگی معمارانه ، ناقص الخلقه ، ساختار شکنی اشغال ، معماری زمین لرزه ای ، معماری شکسته پکسته یا سرهم بندی و کلاژ .
به نظر وی اشیاء به ظاهر بی ارزش در کنار و همجواری با یکدیگر ارزش پیدا می کنند و همین معرف زیبایی شناسی مدرن است .

شکاف انفجاری :
به منظور درک تحول در دیدگاه گهری درباره فضاهای عمومی ضروری است گامی به پس نهاده شود.به شتاب به HOMEOPATHY ( علم معالجه امراض بوسیله تجویز دارو به میزان بسیار اندک . داروییی که در اشخاص سالم بوجود می آورد .) رجوع می کنیم . ولی طرز عمل گهری را ضمن رعایت احتیاط مشابه جراحی یافتیم . عملیاتی چون برش ، تفکیک ، جداسازی و شکستها .
عملکرد ساختمانها شبیه بیل بوردهای تبلیغاتی از شاخصه های کار گهری است .
(Refer. Expressive And Emotionally Architecture )
دست افشانی و پایکوبی های معماری :
حجم ها در حکم شخصیت های معماری در حال گفتگو ، حرکت ، دست افشانی و پایکوبی اند . در مقایسه صریح با عبارات تعریف شده ی کلاسیک که یک ساختمان در زندگی نیازی به درک شدن ندارد برعکس ساختمانهای گهری دینامیک ، پویا و سیال است و احجام با هم به گفتگو می نشینند .( Refer. Dynamic Architecture/Dialogue Between Masses )
Experience Music Project ( EMP ) :
معمار در واقع ایده اولیه را از شلوغی و جنب و جوش و صداهای ناهنجار در مرکز سیاتل و پارک عمومی کنار سایت به دست آورد .
هر رنگ از مصالح نما نشانگر یکی از سبکهای موسیقی است . به طور مثال استفاده از رنگ بنفش برای سبک Rock And Roll.
این پروژه نیز با حجم انبوه و پیچیده و ارتعاش رنگها در واقع ارتباطی بین پروژه و نمایشگاه القاء می کند . وجود ریل راه آهن در واقع تداعی کننده حس حرکت می باشد که از مشخصه های گهری است (Refer. Contrast Between Material )
استفاده گهری از پنجره های استیل همراه با موجدار بودن جنس نماها در واقع حس حرکت را نشان می دهد . گاهاً آب در کنار ساختمان باشد حس حرکت آب به راحتی به فرد القاء میشود .
تأثیراتی که هنرمندان زمان ( جورجیو هدراندی ، امبرتو بوچینی ) بر روی کارهای هنرمند معمار فرانک گهری گذاشته در آثار وی از جمله بطری در فضا می شکفد اثر امبرتو بوچینی که می توان تأثیر آن را بر روی موزه گوگنهایم بیل بائو مشاهده کرد . و الهام از آثار جورجیو هدراندی برای تکمیل مهمانسرای وینگتون به وضوح مشخص است .
تندیس گرا بودن گهری را می توان در ویلا اوپیا ، پیکره ماهی به وضوح مشاهده کرد .
شاید این علاقه ی بیش از حد وی به ماهی از دوران کودکی باشد .(Refer. Biography )
مقایسه ی فولدینگ و دیکانستراکشن :
مبحث اصلی مکتب دیکانس برجسته کردن تضاد در سایت به عمد به طوری که هیچ گونه همخوانی با اطراف نباشد و عناصر را می توان از هم جدا کرد . مانند Gehry Residence. ولی در مکتب فولد بین سایت و اناصر همسانی و همپوشانی وجود دارد که عناصر از هم جدا نمی شوند .

۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

اهرام مصر

اهرام ثلاثه مصر
يگانه بازمانده عجايب هفت گانه جهان باستان


در (جيزه)گيزا، غرب قاهره امروزي، سه هرم از فراعنه سلسله چهارم به نامهاي خوفو يا خئوپوس (Cheops) (به معناي کسي که به افق تعلق دارد)، خفرع (Khafre) يا خفرن (يعني بزرگ) و منکورع (Menkaure) يا موکرينوس (به معناي ملکوتي) وجود دارد. هرمهاي سه گانه، عظيم ترين و باشکوهترين بناهاي دوره پادشاهي کهن هستند که جزو عجايب هفت گانه جهان باستان نيز محسوب مي شوند. اين هرمها که از حدود سال 2550 پيش از ميلاد ساخته شده اند، با رمز و علم پنهاني ارتباط پيدا کرده اند و نمادهاي "حکمت ازلي"، "سرزمين مصر"، "پايداري ابدي" و "فنون جادوگري" بودند. اهرام چيزه نقطه اوجي در تکامل شيوه معماري مقابر مصر در دوره پادشاهي کهن است که با ساختن مصطبه ها ، مقابر اوليه مصريان که غالباً آجري يا سنگي بودند ، آغاز و با هرم پلکاني زوسر پيشرفت کرد.




براي ساخت اهرام، تعدادي شيب راهه آجر فرش احداث گرديد و تخته سنگهاي آهکي را که از معادن آن سوي نيل با قايق به آنجا منتقل مي شدند، احتمالاً با استفاده از غلطکهاي چوبي (در آن زمان هنوز چرخ اختراع نشده بود) روي اين شيب راهه ها به بالا منتقل مي کردند.




در جلوي هر هرم، معبد کوچکي قرار داشت که با گذرگاهي سنگفرش به معبدي ديگر که در دره نيل، در حاشيه مزارع واقع بود، مي پيوست. ورود به معبد واقع در دره از طريق مجرايي از رود نيل ممکن بود و هنگام جاري شدن سيل، با قايق به آنجا رفت و آمد مي کردند.

در دو سوي اهرام، هرمهايي کوچک با طرحي منظم و دقيق وجود داشت که ويژه اعضاي خاندان سلطنتي بود و تعدادي مصطبه نيز به مقامهاي بلندپايه درباري اختصاص داشت. جهت هرمهاي سه گانه، شمالي – جنوبي است؛ هرمهاي خوفو و خفرع نيز بر روي محوري مايل در امتداد يکديگر ساخته شده اند.

در مورد استفاده از فرمهاي هرمي شکل، "هلن گاردنر" در کتاب «هنر در گذر زمان» چنين نگاشته است:

«... وقتي پادشاهان سلسله سوم، اقامتگاه دايمي خود را به ممفيس انتقال دادند، تحت تأثير هليوپليس بود، قرار گرفتند. اين شهر، مرکز کيش نيرومند "رع"، خداي آفتاب بود که بتش به صورت يک سنگ هرمي شکل بنام بن بن ساخته شده بود. در دوران سلسله چهارم، فراعنه مصر، خود را فرزندان رع ناميدند و به همين علت از آن پس کوشيدند او را بر روي زمين مجسم کنند. بنابراين، فراعنه ديگر، فاصله اي با انتقال از اعتقاد به مجود روح و قدرت رع در سنگ هرمي شکل "بن بن" تا اعتقاد به نگهداري از روح و جسم خداگونه خودشان به همان طريق مشابه در درون مقبره هاي هرمي شکل نداشتند.»


1- هرم خوف:

خوفو (خئوپس)، دومين پادشاه سلسله چهارم بود که از حدود سال 2551 پيش از ميلاد به مدت نزديک به ربع قرن بر مصر حکومت نمود. وي مجموعه گيزا را در چهل کيلومتري شمال داشور، نزديک قاهره مدرن و شهر تاريخي و کهن ممفيس، پايه گذاري کرد. اين مجموعه داراي پنج عنصر اصلي است: اهرام خوفو، خفرع و منکورع، تنديس ابوالهول و معبد دره اي هرم خفرع. از اهرام سه گانه چـيزه، هرم خـوفو، کهن ترين و بزرگترين است و تاريخ ساخت آن به حدود سال 2570 پيش از ميلاد باز مي گردد. اين بناي يادماني سنگي بسيار عظيم, به «هرمي که مکان طلوع و غروب خورشيد است»، شهرت داشت.




به استثناي اتاقک تدفين، توده غول پيکري از بنايي با سنگ آهک يا کوهي از سنگ است که مطابق همان اصول ساختماني هرم پله دار پادشاه زوسر در سقاره ساخته گرديده. لازم به ذکر است که تمامي سنگهاي بکار رفته در ساخت اهرام، بدون ملات در کنار يکديگر کار گذاشته شده اند.


زاويه شيب پهلوهاي هرم خوفو 54 درجه و 54 دقيقه است که ضابطه اي براي ساخت هرمهاي بعدي در مصر شد. طول ضلع هر قاعده اين هرم 364/230 متر، طول هر يال 217متر، بلنداي اصلي آن حدود 75/145 متر و ‌ارتفاع کنوني آن حدود 18/137 متر است و قاعده هرم, 37/5 هکتار زمين را فرا گرفته است. در ساخت اين بناي عظيم نزديک 000/300/2 قطعه سنگ در 210 رديف سنگ چين بکار رفته که هريک وزني بين 2 تا 15 تن داشته اند (وزن متوسط سنگها 5/2 تن مي باشد). در برخي منابع که در رابطه با ويژگيهاي منحصر بفرد اين بناي عظيم منتشر گرديده، جرم هرم خئوپس را برابر يکصد ميليونيوم کره زمين تخمين زده اند.

2- هرم خفرع :

خفرع، چهارمين پادشاه سلسله چهارم و پسر (يا برادر؟) خوفو بود. وي دومين هرم بزرگ گيزا و تنديس عظيم ابوالهول را احداث نمود که اين دو در حدود سال 2530 پيش از ميلاد ساخته شدند. خفرع از حدود 2558 پيش از ميلاد به مدت 26 سال بر مصر حکومت کرد.




هرم خفرع که در جنوب غربي هرم بزرگ خوفو واقع گرديده، 5/136 متر ارتفاع دارد (درحاليکه بلنداي اصلي آن 5/143 متر بوده)، طول هر قاعده آن 8/215 متر و زاويه شيب هرم 53 درجه و 20 دقيقه مي باشد. در تصاوير، هرم خفرع به دليل واقع شدن بر سطحي بلندتر نسبت به هرم بزرگ خوفو، مرتفعتر به نظر مي رسد.



در دوران پادشاهي کهن، ساخت ورودي در بخش شمالي اهرام، رو به سوي ستاره قطبی، بخشی از مقررات دينی بوده است. در تمامی هرمها اين موضوع رعايت شده؛ تنها استثناء، هرم خفرع است که در پهلوی شمالی دارای دو ورودی می باشد.

پس از ساخت قاعده اهرام، بدنه آنها را با سنگهای آهک سفيد و براق می پوشاندند؛ پوشـش از رأس هرم رو به پايين صورت می گرفت. بدين ترتيــب که قطـعات سـنگ آهـکی را روی پـله ها قرار می دادند و بيـــن آنهـا را پـر می کردند، سپس آنها را می تراشيدند و رو به پائين صاف می کردند تا زاويه مناسب پيدا کند و ظاهرشان براق شود. تمامی اهرام بجز هرم پلکانی زوسر، ميدوم و منکورع، دارای پوشش بوده اند. هنوز بخشی از پوشش آهکی رأس هرم خفرع موجود است، اما سنگهای پوششی هرم خوفو را در قرون وسطی برای استفاده در ساخت بناهای قاهره کنده اند.


3- هرم منکورع :

منکورع، پنجمين پادشاه سلسله چهارم و پسر خفرع بود که از حدود 2532 پيش از ميلاد به مدت بيست و نه سال بر مصر حکمرانی کرد. وی کوچکترين هرم را در فلات گيزا احداث کرد که سومين هرم از مجموعه اهرام سه گانه است. اين هرم، 5/66 متر بلندا داشته که امروزه به 62 متر تقليل يافته است. زاويه شيب هرم 51 درجه و 20 دقيقه و طول قاعده آن 5/108 متر می باشد و در بخش جنوب غربی دو هرم عظيم همجوار خود جای گرفته است. هرم مذکور نيز حدود سال 2510 پيش از ميلاد بنا گرديد.




هرم منکورع دارای سنگهای دو رنگ می باشد: نيمه بالايي آن توسط سنگ آهکی سفيدی پوشيده شده، درصورتيکه در بخش زيرين آن از سنگهای گرانيتی سرخ فام منطقه آسوان استفاده گرديده است. اين هرم بسيار شـايان توجه می باشد، چون تنها هرم سلسله چهارم پادشاهی مصر است که دارای 16 رديف سنگچين از جنس گرانيت می باشد و چنين پيش بينی شده بود تا سطح اين هرم با سنگـهای گرانيتی پوشيده شود، اما به دليل مـرگ ناگهانی منکورع اين امر هرگز تحقق نمی يابد و هرم مذکور فاقد روکش باقی می ماند.


4- ابوالهول :

از ديگر عناصر قابل ذکر در مجموعه گيزا می توان به تنديس عظيم و اعجاب آور ابوالهول (مجسمه مرگ) اشاره داشت. اين تنديس که در فاصله 400 متری از اهرام سه گانه و شمال معبد دره ای خفرع قرار دارد، بنام پاسدار و نگهبان اهرام نيز ناميده شده است.




سر و قسمت جلوی مجسمه ابوالهول از تخته سنگی يکپارچه وطبيعی به طول 57 متر، عرض 6 متر و بلندای آن نيز 6/18 متر است، تراشيده شده؛ پهنای چهره حدود 4 متر و پاها و ساير قسمتهای بدن را با سـنگ چيــن و آجــر تکميل کرده اند. چهره اين تنديس، احتمالاً صورت خفرع، فرزند و جانشين خوفو و بدن آن، هيکـل شير می باشد. بسياری معتقدند که ابوالهول چيـزه، مظـهر خدای خـورشـيد (رع – هراخت) است و حتی ممکن است در زمان واحد، مظهر خدا و فرعون بوده است.




مجسمه ابوالهول، کهنترين و بزرگترين تنديس دنيای باستان است که عليرغم صدمه های فراوانی که در دوران استيلای اعراب به آن وارد شده و باعث از بين رفتن بخشی از چهره آن گرديده است، باابهت ترين مظهر سلطنتی فراعنه به حساب می آيد.

ابوالهول رو به سمت شرق دارد و در ميان پنجه های آن نيز معبد کوچکی ساخته شده است. سنگهای بکار رفته در معبد، غالباً از تراش تخته سنگ طبيعی که پيکره ابوالهول را تشکيل می دهد، بدست آمده و وزن برخی از آنها به بيش از 200 تن می رسد.




در دوره پادشاهی ميانه و جديد، تعداد زيادی ابوالهول در اندازه های مختلف از مصر باستان بدست آمده است. شايد بتوان ابوالهولی که سر آن شبيه رامسس دوم، فرعون سلسله نوزدهم ساخته شده است را آخرين آنها دانست که در مصر تراشيده گرديده است. بيشـتر ابــوالهـول ها را مشابه فرعون وقت می تراشيده اند.


5- معبد دره ای هرم خفرع :

اين معبد در 400 متری شرق مجموعه اهرام واقع شده است و با روش تير باربر و ستون با مقطع مربع شکل، به صورت کاملاً يکپارچه از سنگ خارای سرخ پاکتراش و صيقلی احداث گرديده. تنها تزئين بکار رفته در اين معبد، تنديسهايي است که در امتداد ديوار به صورت رديفی قرار داشتند. کف معبد نيز از سنگهای مرمر سفيد پوشانيده شده بود.




بدليل عدم استفاده مصريان باستان از سيمان، برای برافراشتن ستونها، ابعاد و تناسبات آنها را بزرگ درنظر می گرفتند. هنگام ايجاد تالارهای ستوندار نيز در بيشتر موارد، رديف ستونهای ميانی را بلندتر از ستونهای کناری درنظر می گرفتند تا يک رديف پنجره زير سقفی برای رساندن نور خورشيد به درون بنا در آن بخش تعبيه کنند. چنين شيوه ساختمان سازی به صورت ابتدايي در معبد دره ای هرم خفرع رعايت شده است. به نظر می رسد که اين رديف پنجره زير سقفی از ابداعات مصريان باشد، نوآوری که تا به امروز به عنوان يکی از عناصر مهم معماری، مورد استفاده واقع می گردد.


اهرام ثلاثه مصر
يگانه بازمانده عجايب هفت گانه جهان باستان


در (جيزه)گيزا، غرب قاهره امروزي، سه هرم از فراعنه سلسله چهارم به نامهاي خوفو يا خئوپوس (Cheops) (به معناي کسي که به افق تعلق دارد)، خفرع (Khafre) يا خفرن (يعني بزرگ) و منکورع (Menkaure) يا موکرينوس (به معناي ملکوتي) وجود دارد. هرمهاي سه گانه، عظيم ترين و باشکوهترين بناهاي دوره پادشاهي کهن هستند که جزو عجايب هفت گانه جهان باستان نيز محسوب مي شوند. اين هرمها که از حدود سال 2550 پيش از ميلاد ساخته شده اند، با رمز و علم پنهاني ارتباط پيدا کرده اند و نمادهاي "حکمت ازلي"، "سرزمين مصر"، "پايداري ابدي" و "فنون جادوگري" بودند. اهرام چيزه نقطه اوجي در تکامل شيوه معماري مقابر مصر در دوره پادشاهي کهن است که با ساختن مصطبه ها ، مقابر اوليه مصريان که غالباً آجري يا سنگي بودند ، آغاز و با هرم پلکاني زوسر پيشرفت کرد.




براي ساخت اهرام، تعدادي شيب راهه آجر فرش احداث گرديد و تخته سنگهاي آهکي را که از معادن آن سوي نيل با قايق به آنجا منتقل مي شدند، احتمالاً با استفاده از غلطکهاي چوبي (در آن زمان هنوز چرخ اختراع نشده بود) روي اين شيب راهه ها به بالا منتقل مي کردند.




در جلوي هر هرم، معبد کوچکي قرار داشت که با گذرگاهي سنگفرش به معبدي ديگر که در دره نيل، در حاشيه مزارع واقع بود، مي پيوست. ورود به معبد واقع در دره از طريق مجرايي از رود نيل ممکن بود و هنگام جاري شدن سيل، با قايق به آنجا رفت و آمد مي کردند.

در دو سوي اهرام، هرمهايي کوچک با طرحي منظم و دقيق وجود داشت که ويژه اعضاي خاندان سلطنتي بود و تعدادي مصطبه نيز به مقامهاي بلندپايه درباري اختصاص داشت. جهت هرمهاي سه گانه، شمالي – جنوبي است؛ هرمهاي خوفو و خفرع نيز بر روي محوري مايل در امتداد يکديگر ساخته شده اند.

در مورد استفاده از فرمهاي هرمي شکل، "هلن گاردنر" در کتاب «هنر در گذر زمان» چنين نگاشته است:

«... وقتي پادشاهان سلسله سوم، اقامتگاه دايمي خود را به ممفيس انتقال دادند، تحت تأثير هليوپليس بود، قرار گرفتند. اين شهر، مرکز کيش نيرومند "رع"، خداي آفتاب بود که بتش به صورت يک سنگ هرمي شکل بنام بن بن ساخته شده بود. در دوران سلسله چهارم، فراعنه مصر، خود را فرزندان رع ناميدند و به همين علت از آن پس کوشيدند او را بر روي زمين مجسم کنند. بنابراين، فراعنه ديگر، فاصله اي با انتقال از اعتقاد به مجود روح و قدرت رع در سنگ هرمي شکل "بن بن" تا اعتقاد به نگهداري از روح و جسم خداگونه خودشان به همان طريق مشابه در درون مقبره هاي هرمي شکل نداشتند.»


1- هرم خوفو :




خوفو (خئوپس)، دومين پادشاه سلسله چهارم بود که از حدود سال 2551 پيش از ميلاد به مدت نزديک به ربع قرن بر مصر حکومت نمود. وي مجموعه گيزا را در چهل کيلومتري شمال داشور، نزديک قاهره مدرن و شهر تاريخي و کهن ممفيس، پايه گذاري کرد. اين مجموعه داراي پنج عنصر اصلي است: اهرام خوفو، خفرع و منکورع، تنديس ابوالهول و معبد دره اي هرم خفرع. از اهرام سه گانه چـيزه، هرم خـوفو، کهن ترين و بزرگترين است و تاريخ ساخت آن به حدود سال 2570 پيش از ميلاد باز مي گردد. اين بناي يادماني سنگي بسيار عظيم, به «هرمي که مکان طلوع و غروب خورشيد است»، شهرت داشت.




به استثناي اتاقک تدفين، توده غول پيکري از بنايي با سنگ آهک يا کوهي از سنگ است که مطابق همان اصول ساختماني هرم پله دار پادشاه زوسر در سقاره ساخته گرديده. لازم به ذکر است که تمامي سنگهاي بکار رفته در ساخت اهرام، بدون ملات در کنار يکديگر کار گذاشته شده اند.


زاويه شيب پهلوهاي هرم خوفو 54 درجه و 54 دقيقه است که ضابطه اي براي ساخت هرمهاي بعدي در مصر شد. طول ضلع هر قاعده اين هرم 364/230 متر، طول هر يال 217متر، بلنداي اصلي آن حدود 75/145 متر و ‌ارتفاع کنوني آن حدود 18/137 متر است و قاعده هرم, 37/5 هکتار زمين را فرا گرفته است. در ساخت اين بناي عظيم نزديک 000/300/2 قطعه سنگ در 210 رديف سنگ چين بکار رفته که هريک وزني بين 2 تا 15 تن داشته اند (وزن متوسط سنگها 5/2 تن مي باشد). در برخي منابع که در رابطه با ويژگيهاي منحصر بفرد اين بناي عظيم منتشر گرديده، جرم هرم خئوپس را برابر يکصد ميليونيوم کره زمين تخمين زده اند.

2- هرم خفرع :

خفرع، چهارمين پادشاه سلسله چهارم و پسر (يا برادر؟) خوفو بود. وي دومين هرم بزرگ گيزا و تنديس عظيم ابوالهول را احداث نمود که اين دو در حدود سال 2530 پيش از ميلاد ساخته شدند. خفرع از حدود 2558 پيش از ميلاد به مدت 26 سال بر مصر حکومت کرد.




هرم خفرع که در جنوب غربي هرم بزرگ خوفو واقع گرديده، 5/136 متر ارتفاع دارد (درحاليکه بلنداي اصلي آن 5/143 متر بوده)، طول هر قاعده آن 8/215 متر و زاويه شيب هرم 53 درجه و 20 دقيقه مي باشد. در تصاوير، هرم خفرع به دليل واقع شدن بر سطحي بلندتر نسبت به هرم بزرگ خوفو، مرتفعتر به نظر مي رسد.



در دوران پادشاهي کهن، ساخت ورودي در بخش شمالي اهرام، رو به سوي ستاره قطبی، بخشی از مقررات دينی بوده است. در تمامی هرمها اين موضوع رعايت شده؛ تنها استثناء، هرم خفرع است که در پهلوی شمالی دارای دو ورودی می باشد.

پس از ساخت قاعده اهرام، بدنه آنها را با سنگهای آهک سفيد و براق می پوشاندند؛ پوشـش از رأس هرم رو به پايين صورت می گرفت. بدين ترتيــب که قطـعات سـنگ آهـکی را روی پـله ها قرار می دادند و بيـــن آنهـا را پـر می کردند، سپس آنها را می تراشيدند و رو به پائين صاف می کردند تا زاويه مناسب پيدا کند و ظاهرشان براق شود. تمامی اهرام بجز هرم پلکانی زوسر، ميدوم و منکورع، دارای پوشش بوده اند. هنوز بخشی از پوشش آهکی رأس هرم خفرع موجود است، اما سنگهای پوششی هرم خوفو را در قرون وسطی برای استفاده در ساخت بناهای قاهره کنده اند.


3- هرم منکورع :

منکورع، پنجمين پادشاه سلسله چهارم و پسر خفرع بود که از حدود 2532 پيش از ميلاد به مدت بيست و نه سال بر مصر حکمرانی کرد. وی کوچکترين هرم را در فلات گيزا احداث کرد که سومين هرم از مجموعه اهرام سه گانه است. اين هرم، 5/66 متر بلندا داشته که امروزه به 62 متر تقليل يافته است. زاويه شيب هرم 51 درجه و 20 دقيقه و طول قاعده آن 5/108 متر می باشد و در بخش جنوب غربی دو هرم عظيم همجوار خود جای گرفته است. هرم مذکور نيز حدود سال 2510 پيش از ميلاد بنا گرديد.




هرم منکورع دارای سنگهای دو رنگ می باشد: نيمه بالايي آن توسط سنگ آهکی سفيدی پوشيده شده، درصورتيکه در بخش زيرين آن از سنگهای گرانيتی سرخ فام منطقه آسوان استفاده گرديده است. اين هرم بسيار شـايان توجه می باشد، چون تنها هرم سلسله چهارم پادشاهی مصر است که دارای 16 رديف سنگچين از جنس گرانيت می باشد و چنين پيش بينی شده بود تا سطح اين هرم با سنگـهای گرانيتی پوشيده شود، اما به دليل مـرگ ناگهانی منکورع اين امر هرگز تحقق نمی يابد و هرم مذکور فاقد روکش باقی می ماند.


4- ابوالهول :

از ديگر عناصر قابل ذکر در مجموعه گيزا می توان به تنديس عظيم و اعجاب آور ابوالهول (مجسمه مرگ) اشاره داشت. اين تنديس که در فاصله 400 متری از اهرام سه گانه و شمال معبد دره ای خفرع قرار دارد، بنام پاسدار و نگهبان اهرام نيز ناميده شده است.




سر و قسمت جلوی مجسمه ابوالهول از تخته سنگی يکپارچه وطبيعی به طول 57 متر، عرض 6 متر و بلندای آن نيز 6/18 متر است، تراشيده شده؛ پهنای چهره حدود 4 متر و پاها و ساير قسمتهای بدن را با سـنگ چيــن و آجــر تکميل کرده اند. چهره اين تنديس، احتمالاً صورت خفرع، فرزند و جانشين خوفو و بدن آن، هيکـل شير می باشد. بسياری معتقدند که ابوالهول چيـزه، مظـهر خدای خـورشـيد (رع – هراخت) است و حتی ممکن است در زمان واحد، مظهر خدا و فرعون بوده است.




مجسمه ابوالهول، کهنترين و بزرگترين تنديس دنيای باستان است که عليرغم صدمه های فراوانی که در دوران استيلای اعراب به آن وارد شده و باعث از بين رفتن بخشی از چهره آن گرديده است، باابهت ترين مظهر سلطنتی فراعنه به حساب می آيد.

ابوالهول رو به سمت شرق دارد و در ميان پنجه های آن نيز معبد کوچکی ساخته شده است. سنگهای بکار رفته در معبد، غالباً از تراش تخته سنگ طبيعی که پيکره ابوالهول را تشکيل می دهد، بدست آمده و وزن برخی از آنها به بيش از 200 تن می رسد.




در دوره پادشاهی ميانه و جديد، تعداد زيادی ابوالهول در اندازه های مختلف از مصر باستان بدست آمده است. شايد بتوان ابوالهولی که سر آن شبيه رامسس دوم، فرعون سلسله نوزدهم ساخته شده است را آخرين آنها دانست که در مصر تراشيده گرديده است. بيشـتر ابــوالهـول ها را مشابه فرعون وقت می تراشيده اند.


5- معبد دره ای هرم خفرع :

اين معبد در 400 متری شرق مجموعه اهرام واقع شده است و با روش تير باربر و ستون با مقطع مربع شکل، به صورت کاملاً يکپارچه از سنگ خارای سرخ پاکتراش و صيقلی احداث گرديده. تنها تزئين بکار رفته در اين معبد، تنديسهايي است که در امتداد ديوار به صورت رديفی قرار داشتند. کف معبد نيز از سنگهای مرمر سفيد پوشانيده شده بود.




بدليل عدم استفاده مصريان باستان از سيمان، برای برافراشتن ستونها، ابعاد و تناسبات آنها را بزرگ درنظر می گرفتند. هنگام ايجاد تالارهای ستوندار نيز در بيشتر موارد، رديف ستونهای ميانی را بلندتر از ستونهای کناری درنظر می گرفتند تا يک رديف پنجره زير سقفی برای رساندن نور خورشيد به درون بنا در آن بخش تعبيه کنند. چنين شيوه ساختمان سازی به صورت ابتدايي در معبد دره ای هرم خفرع رعايت شده است. به نظر می رسد که اين رديف پنجره زير سقفی از ابداعات مصريان باشد، نوآوری که تا به امروز به عنوان يکی از عناصر مهم معماری، مورد استفاده واقع می گردد.